شنبه 30 تير 1397 - 2018 ژولاي 21 - 9 ذيقعده 1439
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 27973

مناظره های انتخاباتی و حاشیه های آن از بحث های داغی است که این روزه ها نقل مجالس و محافل است . اما رعایت اخلاق ضمن داشتن مباحث جدی در این مناظر ها از ضروریات است . این موضوع دلیلی شد تا دقایقی پای صحبت های حجت الاسلام سرلک بنشینیم و از او در مورد خوب و بد مناظره بشنویم .

خوب و بد مناظره های انتخاباتی

مناظره های انتخاباتی و حاشیه های آن از بحث های داغی است که این روزه ها نقل مجالس و محافل است . اما رعایت اخلاق ضمن داشتن مباحث جدی در این مناظر ها از ضروریات است . این موضوع دلیلی شد تا دقایقی پای صحبت های حجت الاسلام سرلک بنشینیم و از او در مورد خوب و بد مناظره بشنویم .

تبیان :چگونه می توان مناظره ای واقعی و جدی داشت و دچار آسیبهای اخلاقی آن نشد؟

اساسا مناظره یعنی ارائه مساوی و عادلانه دو  نظر، دو نوع  نگاه و دو گونه دیدگاه، که مخاطبین مناظره بتوانند برتری یا ضعف هر کدام  از دیدگا هها را نسبت به یکدیگر متوجه شوند. به همین جهت هر چه مناظره  بر عقلانیت، استناد و اخلاق تکیه داشته باشد ، کار را برای داوران مناظره آسان تر می کند. از نقاط قوت مناظرات سال 88 می توان به این نکته اشاره داشت که برای اولین بار مباحث سیاسی از هاله ای از ابهام،کلی گویی  و از ایما و اشاره خارج می شد . به همین خاطر شاهدان مناظره احساس موفقیت می کردند. چون داوری آنها، توام شده بود با یک سری از علاقه ها و دیدگاه های شان. مناظره های سال 88 به دلیل نزدیک شدن به مابه ازاءهای  ذهنی و ما به ازاءهای عاطفی واعتقادی بینندگان هیجان فوق العاده زیادی را در جامعه ایجاد کرده بود.  بعد از مناظرات  گفتگو  راجع به جزئیات کلام ها، حتی راجع به فیگور دو طرف نقل محافل بود؛ از این جهت یک نقطه قوت بود. اما در این مزیتی که  بالاخره در مناظره بود  و توانست مخاطبین را حول محور خود جمع کند، من یادم است همان موقع بنده خارج از کشور بودم  و مناظرات را خیلی داغ تر از یک فوتبال مثلا دسته یک اروپا می دیدند . خیلی چیزی عجیبی بود. داخل هم که همینطور یه بخش را هم که یکی دو روز قبل از انتخابات آمدم، دیدم که  داخل هم باز همین طور است. این مزیتی بود که تا به حال اتفاق نیفتاده بود یعنی خیلی  نزدیک به میدان واقعیت. اما خب طبیعتا این یک اشکال بزرگی هم داشت و آن اینکه چون این برنامه  زنده  بود ،در مناظرات گاهی اوقات القای مطلبی  می شد و نکته ای مطرح می شد که  حتی اگر طرفی که درباره اش این حرف ها گفته شده  بود فرصت پاسخ گویی می داشت، چون دیگر در آن زمینه  و موقعیت نبود آن پاسخ  برفرض درست بودن و بر فرض  حق بودن  نمی توانست آن تخریبی که  اتفاق افتاده را بازسازی کند.  این هم یک نکته ای بود.  به همین خاطر آن چیزی که در مناظرات به عنوان یک نقطه ضعف  می توانیم اسم آن را ببریم،  این است که عملا این  جنس مناظره فرصت دفاع را از بین می برد . یعنی حتی اگر شخصی که راجع به او گفتگو شده وقت دفاع کردن، پیدا بکند اما دیگر اثر دفاع  کردن نخواهد داشت. چون آن فضا و آن هیجان آنقدر حواس ها را به  سمت خودش جلب کرده که  اصلا امکان ندارد که تکرار شود،  که شما بیایید،بخواهید و بتوانید دفاع بکنید. شما الان برنامه نود را ببینید. در فوتبال خودمان  گاهی اوقات برخی از صحنه هایی را که داوری شده  با روش اسلوموشن و .. نشان میدهند اما باز اینها قابل تشخیص نیست  تازه اگر هم تشخیص بدهند باز آن اثری که در زمین فوتبال بوده، آن اثر  سر جای خودش هست .داور آنجا سوت زدهف آن بازیکن را اخراج کرده یا آن گل را تایید یا رد کرده، حالا شما بعد آن نهایتا به یک داوری ذهنی می رسید. تازه چقدر آدم هایی که آن فوتبال را دیدند، این برنامه را می بینند؟  به هر حال می خواهم بگویم این جزو ضعف های جدی  مناظرات هیجانی که خب شخص آقای رئیس جمهور فعلی به دلیل ویژگی های روحی شان این وجه  و وجهه را غالب کرده بود، این بود که در آن بعد کنجکاوی و بعد هیجان و جانبداری خیلی زیاد شده بود. آنچنان که بعد از مناظرات در خیابان ها می آمدید تا دیر وقت، دو طرف خیابان دو قطبی شده بود، یعنی دقیقا آن مناظرات انتخابات را دو قطبی کرده بود  و در دو طرف خیابان به شوخی به جدی  طرفداران به هم دیگر حرف می زدند. شبیه آن مناظره را با تمام  توان خودشان رد و بدل می کردند. به هر حال به نظر می رسد مهمترین نقطه مناظره های سال 88  ناظر به مسائل روشن بودنش بود اما در کیفیت طرح مسئله و حل مسئله به گونه ای  طرح شد مسائل که حقوقی هم ضایع شد، تا حدی که رهبری فرزانه و حکیم انقلاب لازم شد که در نماز جمعه بیایند و  راجع به مناظرات حرف بزنند و اسم برخی از آدم هایی که در مناظرات برده شد را دوباره بگویند و دوباره آنها را باز خوانی کنند حتی من می خواهم بگویم که آن نماز جمعه رهبری با اینکه آقا بودند و در آن نماز جمعه هم جمعیت فوق العاده زیادی بودند و صدا و سیما هم پوشش  داد اما اثری که آن مناظره دراذهان گذاشته بود، حتی آن خطبه ها و بعد توضیحات بعدی و دفاعیه ها و تکذیبیه ها هیچ کدام نتوانست  آن اثری را که  ایجاد شده بود را از بین ببرد .

 

سرلک

 

چه قواعد اخلاقی در جنبه فردی و جمعی در مناظره ها و سایر برنامه های گفتگو محور و انتخاباتی باید لحاظ شود تا مال و جان و آبرو افراد و مردم متضرر نشود؟

یک روایتی هست که  انصاف چه آسان در توصیف، بیان و راجع به بهش حرف زدن است و چه دشوار در انجام است. شاید مهمترین ویژگی انصاف است، انصاف داشتن . انصاف داشتن  سه تا رکن می خواهد. اگر خواستیم علاوه بر مناظره به هر کاری بپردازیم این سه تا رکن  و شرط  را رعایت کنیم. یکی اینکه اطلاع کافی از آن موضوع داشته باشیم، اطلاع کافی و دقیق . براساس شنیده ها، تخمین ها، حدس ها و اینها حرف نزنیم. دوم اینکه پیش داوری نداشته باشیم،  یعنی مغرض نباشیم  یعنی ما گاهی اوقات اطلاعات داریم. اما می خواهیم هم با آن اطلاعات دقیقمان حال طرف را بگیریم. می خواهیم یک خلاصه کاری انجام بدیم، اصطلاحا باید از حق طوری دفع کنیم که در کنارش باطل سر بلند نکند، یعنی غرضی نداشته باشیم و سوم اینکه طرف مقابلمان هم بتواند  در یک فضای آرام و مورد پذیرشی حرفش را بزند. انصاف یعنی همین. ببینید در قضاوت اسلامی  وکیل مدافع بیشتر از اینکه به کمک مجرم و متهم باشه به کمک قاضی است چرا ؟ چون دارد یک ابعادی را از قصه برای قاضی نمایان می کند که آن ممکن است به آن توجه نداشته باشد یعنی  ما باید فرصت دفاع را حتی به کسی که  محکوم به اعدام است به صورت کامل و کافی بدهیم. این فرصت خیلی مهم است. من در مناظره یا  گفتگو باید ببینم طرف مقابلم امکان دفاع دارد از خودش یا ندارد. یعنی به فرض اینکه اطلاعاتم  درست بود، غرضی هم نداشتم یک شرط سومی هم دارد  که طرف مقابل بتواند در شرایط مساوی گفتگو کند . اینکه در روایات ما هست که در جامعه اسلامی  وقتی شهروندی یا  یکی از مردم خواست حقش را بگیرد صدایش نلرزد. نلرزیدن صدا یعنی اینکه آن قدر آرامش دارد که مهم نیست چه اتهامی داد یا مهم نیست راجع به چه حقی دارد حرف می زند، مهم این است که هیچ ترس پیرامونی نداشته باشد. ما با این نقطه خیلی فاصله داریم. در تاریخ صدر اسلام  یک دعوای حقوقی بوده، یک کسی ادعایی داشته  که یا علی این زره مال من است حضرت می گفتند خیر  برای من است، گفتند چه کار کنیم، گفتند برویم به دادگاه.وقتی وارد دادگاه شدند قاضی منصوب امیرالمومنین، حضرت علی را بیشتر تحویل گرفته است، در چه حدی؟ در حدی که به امیر المونین خطاب با کنیه کرده است. امیر المومنین ناراحت شدند و  فرمودند چرا او را عادی صدا زدی من را با کنیه؛  تا الان چه برسد که زمان ما یک کسی  یک  مسئولیتی داشته باشد  حتی از اینکه دادگاه احضارش کند پریشان و عصبانی می شود. چند وقت پیش در جلسه ای بودم فردی بود که خیلی از جامعه او را می شناسند، عصبانی بود که چرا دادگاه من را احضار کرده، گفتم خوب شاکی داشتی گفت نباید من را احضار می کردند  و بعد می گفت رفتم البته قاضی خیلی محترم با من برخورد کرد، خیلی مودبانه با من برخورد کرد ولی من را نباید احضار می کردند!  خب ما چه فرقی می کنیم با بقیه ، اگر در یک دادگاهی بعضی از تلفن  ها، سفارش ها، بعضی از پول ها و... باشد، پس معلوم است که آنجا همه اینها نشان می دهد با آن شرایط متعادلی و مساوی که باید باشد خیلی فاصله دارد، اینجا باید سوگمندانه اعتراف کنیم. پس سه تا شرط اگر نباشد به نظر می رسد که آن گفتگو، گفتگویی است که بیشتر از اینکه خدا و جریان حق از آن بهره ببرند، شیطان دارد محصولات خودش را در آن درو می کند. حضرت سجاد در دعای مکارم اخلاق می فرمایند اگر عمر من چراگاه شیطان شده، جان من را بگیر. چراگاه شیطان شده یعنی چی؟  یعنی اینکه یک جوری شده که شیطان دارد از عمر من ارتزاق می کند، یعنی دارد به اهدافش می رسد. دارد دیگران را دچار تردید می کند، دیگران را دچار اختلال می کند دارد  بذرکینه و بذر ناامنی را در جامعه می پراکند. به هر حال  فکر می کنیم اینها نکاتی است که باید بدان توجه شود و خیلی سخت  است. انصاف در گفتگو و بیان آسان ولی در اجرا فوق العاده مشکل است.

البته یک تعبیری از المیرالمومنین داریم آنکه با عدالت و با انصاف به نتیجه نمی رسد، یک همچنین کسی با ظلم  قطعا به نتیجه نخواهد رسید. یعنی آنیه باز ما را به نتیجه می رساند این است که برگردیم به همین،  نگویم آقا سخت است و کار ما نیست، بگذار از همین طریق عادی  به نتیجه برسم.

 

سرلک

 

مردم چه اخلاقی را باید در تماشای مناظره ها، تفسیر و واکنش نسبت به آنها رعایت کنند؟

به هرحال آنچه که گفتیم کلیت دارد اما سخت است، مثلا شما یک تیم فوتبالی را دوست داشته باشید اگر قبل از مسابقه از شما نظر سنجی کنند امکان ندارد که بگویید تیم فوتبال من بازنده است.  می گویید مثلا 2بر 1می برد، اگه مثلا خیلی وضعیتش ناجور باشد می گویید مساوی می کند. یعنی آرزو تان را به عنوان خبر می گویید، چون دوست دارید آن اتفاق بیفتد و آنقدر روی آن ارزو ذهنتان را متمرکز می کنید که اصلا خبرش می کنید و با قاطعیت هر چه تمام تر می گویید. برخی حاضرند یک پول زیادی هم بدهند و می گویند، تخمین من این است و حتما اتفاق هم می افتد!  ببینید در صحنه سیاست هم ناظران باید پیش فرض ها و پیش داوری هایشان را کنار بگذارند. خدا رحمت کند حضرت امام را، ایشان  به آقای منتظری که می رسید می گفت پاره تن من است،  حاصل عمر من است اما من هیچ پیش داوری ندارم که تا آخر عمرم با او باشم، با هیچ کس عقد اخوت نبستم.  اگر کسی با معیارها هماهنگ بود، عزیز من است،  اگر هماهنگ نبود هر کس که می خواهد باشد از او فاصله خواهم گرفت.  مردم الحمدالله دارند به این بلوغ می رسند  که اگر آدم ها که دارند ادعا می کنند گاهی اوقات دهانشان را پر می کنند از ادعاهای بزرگ و گنده گویی ها،  اگر اینها با معیارها بسازند مردم اینها را همراهی می کنند. می خواهم بگویم که مردم چی کار کنند، در یک کلمه به تعبیر حضرت علی اعرف حق تعرف اهله . مردم  مدام راجع به  این معیارها و  این ملاک ها  تاکید بیشتری داشته باشند تا انشالله در نتیجه گیری ها و  در خط کشی ها،  یارگیری ها، یار کشی ها و یار شدن ها تکلیفشان بیشتر روشن تر باشد.

مناظره در گفتمان و تاریخ اسلامی ما چه جایگاه و سابقه ای دارد؟

مناظرات علمی که  از رسول خدا بوده، از امام صادق داشتند و حضرت رضا ارواحنا فدا، مناظرات فراوان علمی .درباره بعضی از این خلفا به خاطر جایگاه علمیشان، محل رفت و آمد برخی از دانشمندان بوده  مثلا در زمان هارون به اوج رسیده بود و  مناظرات علمی امام رضا علیه السلام دیگه معروف است. یا حضرت صادق علیه اسلام و شاگردانشان  مناظراتی داشتند فراوان،  خود امیرالمومنین هم مناظرات فراوانی داشتند.  مناظرات  به معنای همین گفتگو ها، همین  رفت و شد های علمی .گاهی اوقات در غالب مکاتبه و گاهی اوقات هم در غالب گفتگو بوده  است. ولی  اوج آن ظاهرا از زمان امام صادق  بوده است و در زمان امام رضا علیه السلام  هم فوق العاده بوده.

خود صدا و سیما چه نقشی در اخلاقی تر کردن مناظره ها و جلوگیری از بروز آسیب ها دارد؟

صدا و سیما خب متاسفانه به دلیل این  رد پای بزرگی که دارد و رقیب هم ندارد  و اینکه همه جا هست و  حضور دارد. اینکه می گویم متاسفانه از این جهت است که خود را بی نیاز می داند از اینکه روش هایش را بازخوانی کند.

مثلا به نظر من  صدا و سیما با انتخاب مجری در مناظرات سال 88 خیلی می توانست یک مناظره خوبی را فرهنگ سازی  کند. آقای دکتر پورحسین با همه ارزش علمی،فرهنگی و اخلاقی که برایشان قائل هستیم واقعا بیشتر تایمر بودند در آن مناظرات، بدون اینکه یک  پیشنهادی داشته باشند، یک جهت دهی به بحث بدهند، یک رفاقتی را ایجاد کنند بین طرفینی که داشتند تندترین حرف ها  را بهم دیگر می زدند،  کافی بود ایشان بعد از مناظره به این دو طرف مناظره مثلا در تندترین آنها بین اقای موسوی و اقای احمدی نژاد  می گفت خب شما هر کدام یک خوبیهم از هم تعریف کنید، عیبش گفتی حسنش نیز بگو.  بعد می گفت یک انتقادهم به خودت وارد کن. بعد هم  می گفت خوب روی هم را هم ببوسید، شما هر دو مسلمانید. همین یک کار ببینید چقدر تاثیر دارد. 

سرلک

 

دو سه  تا جمله بود اما خیلی می توانست کمک کند. الان در همین  برنامه های انتخاباتی که این دوره کاندیداها دارند شما نگاه کنید می بنید مثلا یک دفعه اقای عارف و حداد عادل مثلا  در  راهرو های صدا و سیما به هم  بر می خورند و خیلی گرم و صمیمی همدیگر را در آغوش می کشند خبرنگارحاضر تعجب می کند و می گوید شما چطور هم را می بوسید، شما که با هم اختلاف نظردارید  در جواب گفتند ما رفیق سی ساله ایم باید می گفتند ما مسلمانیم،  رفیق سی ساله ایم نه بگویند ما مسلمانیم، قرآن مجید می فرمایند "ان المومنون اخوه"  مسلمانان  و مومنین باید اخوت داشته باشند، اختلاف نظر اگر داریم اختلاف نظر کاری است. ما می گوییم این مملکت را می شود اینطوری آباد کرد، شما می گوید آنطور می شود آباد کرد، فعلا جمع بندی من این است جمع بندی شما آن، اگر من به جمع بندی تو رسیدم با همه اختلاف نظرم میام پشت تو قرار می گیرم، این را در مناظره دینی باید فرهنگ سازی کرد. به همین خاطر وقتی وجه مناظره رفت به تندی،  وقتی رفت به تلخی، وقتی رفت به نیش و کنایه و توهین، این معلوم است که دیگر از مدار انصاف خارج شده است. شاید یک شرط چهارمی باید به آن مناظرات اضافه کنیم، غیر از اطلاع، پیش داوری و غیر از  فرصت دفاع به طرف  مقابل  ، رعایت حرمت اوست. کنایه نزدن، نیش نزدن،  طعنه نزدن، تمسخر نکردن، دست نینداختن و نترساندن از پرونده رو کردن و پرونده سازی.  این را هم باید بهش اضافه کنیم و یک عنوان کلی هم بگذاریم که مثلا ما آمده ایم با نظر همدیگر کار داشته باشیم نه با خود همدیگر. ما آمده ایم نقد نظر بکنیم،  مناظره نه  محاربه، نمی خواهند اینها با هم بجنگند، می خواهند نظر هایشان را در بوته فهم عمومی قرار بدهند.  من شنیدم در همان مناظرات همان اقایانی که  در سال 88 یکی دونفرشان در حاشیه مناظره در حد اینکه برای کتک کاری هم اماده بودند جلو رفته بودند. خب معلوم است که از دایره نقد نظر خارج شده دیگر. اصطلاحا کار فرهنگی نیست دیگر کار سرهنگیه؛ البته کلمه سرهنگی را نباید خرابش کرد چون واقعا خیلی جفا  به این تعابیر و عناوین  می شود. می خواهم بگویم که این قصه توهین نکردن، این قصه  مسخره نکردن و دست ننداختن خیلی مهم است.  می گویند خواجه نصر الدین توسی   یک کسی برابش نوشت که شما مثل سگی، می خواست با او مناظره علمی بکند یک توهین و جسارت هم کرد.  ایشان در جواب نوشت که شما به من می گوید مثل سگم اما  سگ رو چار دست وپا راه میرود،  من روی دو پا راه میروم.  سگ یک  حیوانی است که خام خوار است،  من غذا می پزم می خورم. من لباس می پوشم اون لباس نمی پوشد، یک تفاوت هایی بین من و بین سگ هست. خب طرف هم شرمنده شد؛ تا اینکه مثلا بگوید  شما مثل سگی آنهم  بگوید تو مثل گرگی آن بگوید و.... بعدهم یقه یکدیگر را می گیرند/ بعدم  اگر ز باغ عیت ملک خورد سیبی  /  بدرارند غلمان ان درخت از بیخ. مربی این تیم های معروف وقتی برای هم کری می خوانند  اونجا دیگر معلو.م نیست چه اتفاقی بیفتد، دیگه تماشاچی ها در ورزشگاه چه بد دهنی هایی اتفاق می افتد. می خواهم بگویم اینها که دو طرف مناظره هستند مواظب باشند اینها خیلی کار بزرگی بر عهده دارند.

ایا در برنامه های اخیر رسانه ملی در این چند ماه و چند شب بی اخلاقی یا نقاط مثبتی دیدید؟

من کم توانستم این برنامه ها را ببینم داوری ندارم ولی  حتما می دانم که تجربیات مناظره 88  برای اقایان یک نکات مثبتی را داشته  است.

سرلک

جنبه های رسانه ای مناظره را چگونه می بینید و  چه پیشنهاداتی دارید؟

ببینید اولا باید متوجه باشیم که رسانه به سمت زدگی مخاطب از تبلیغات نرود. یعنی حجمش انقدر زیاد نشود که دیگرمخاطب، زدگی پیدا بکند یعنی به لحاظ روشی، البته قرعه کشی کردند، جدول ها مشخصه و خیلی نمی شود چیز جدیدی به ان افزود ولی  نکته ای که به نظرم میرسد این است که شاید اگر یک هئیت منصفه ای را که همه قبولش دارند، مرضی الاطراف؛ در نظر بگیریم. که در فن مناظرات هم این را داریم. شاید اگر یک هئیت منصفه ای به این جمع  اضافه شود و بعد آنها رای هم بدهند، نقاط ضعف و قوت را بگویند، فکر می کنم که یک نوع  فرهنگ سازی  خوب داره  انجام می شود. مخصوصا اینکه رهبری دغدغه شان این هست که کرسی های آزاد اندیشی  راه بیفتد، ما بلد شویم با همدیگر حرف بزنیم.  من فکر می کنم مثلا اگه یک بیست سی نفر هیئت مثلا داوری باشند، یعنی خود آن هشت کاندیدا آنها را بپسندند. بعد آنوقت آنها بنشینند بگویند به لحاظ روشی اقای الف ای کاش این نکات را عایت می کرد  به لحاظ محتوایی کاش این نکات را رعایت می کرد. یعنی آن هم فکر می کنم به فرهیختگی محتوایی و شکلی  خیلی کمک می کند.

توصیه خاصی به کاندیدا و رسانه ملی دارید؟

انشالله آقایان موفق باشند. برای خدا آمدند، تلاش می کنند. انشالله که بتوانند با  نوع زحمتشان و نوع فعالیتشان حماسه سیاسی که  رهبری انقلاب فرمودند بتوانند سهمی در شکل دادن و خلق آن داشته باشند اما چیزی که شاید به صورت کلی بشود گفت این است که  مردم از نفی کردن و خط زدن خسته شده اند،  آنها باید حرف اثباتی بزنند.  یعنی اینکه مداوم به این و آن حمله نکنند، الان در حال تجربه این مدل هستیم. نیازی نیست حالا کسی که می خواهد رئیس جمهور شود همه گذشته و همه گذشتگان را  مورد بی انصافی قرار دهد. حالا بر فرض اصلا از اول تا اخر همه بد، شما که می خواهید خوب باشید شما چی؟. واقعا نگاه اثباتی ،نگاه امیدواراکننده، نکند یک وقتی اقایان یک طوری حرف بزنند که گویا در این مملکت هیچ اتفاقی نیفتاده یا هیچ خدمتی نشده است. خدا رحمت کند شهید مطهری را می فرمود اگر از حرمله هم خواستید بگویدکه زده گلوی حضرت علی اصغر را پاره کرده ولی این را نمی توانید بگویید  که حرمله تیر اندازیش خوب نبوده. انصاف داشتن، مثبت حرف زدن اینکه تاکید خود مقام  معظم رهبری هم هست . نه به معنای ماست مالی کردن نه به معنای نقد نکردن اما سیاه نمایی کردن چیزی خوبی نیست؛ اولا توقعات به صورت ناخوداگاه بالا می رود، بعد هم باور پذیری مردم دراینباره کم است چون آخر این مدل را دیده اند. آخر اینکه مثلا ما به حمله حمله کنیم را دیده اند چیزی از آن در نمی آید.  به طورموقت خوبه است حالا من مدام از فوتبال مثال می زنم. موقت آن تماشاچی که فحش میدهد، تماشاچی که سنگ می اندازد مثلا  تو زمین فوتبال به دلیل اینکه نتیجه نگرفتند به قول خود تخلیه هیجانات می شود. اتوبوس را آتش می زند،  یک اتفاق آرامش گر مسکنی به وجود میاد ولی بعد از اینکه این فروکش کرد، دیگر اتوبوس ندارد، امتیاز تیمش کم شده و خودش کلی بد اخلاقی درون خودش ایجاد کرده است.  به نظر من می رسد که اقایان کاندیدا ها بیشتر از آنکه درصد نفی و طرد دیگران  و طعنه به دیگران باشند اولا  به صورت یک نقد منصفانه کنند  ثانیا برنامه های اثباتی خودشان را بگویند.

 

سرلک

 

الان هشت کاندیدا داریم باید هشت مدل پیشنهاد پیش روی مردم باشد برای اداره مملکت، که بعد آن فرد که انشالله رای میاورد آن هفت مدل دیگر را بردارد سبک سنگین کند، خوبی هایش را بردارد و ضعفهایش را کنار بگذارد. تشکر کند و  بگوید اقا من این حرف را بلد نبودم . چقدر خوب است که یکی از این کاندیدا به صورت نمادین  هم که شده بیاید بگوید اقا من این حرف را از فلان کاندیدا یاد گرفتم. آن کندیدا این خوبی را هم دارد. چرا انقدر ما می خواهیم فضا را صفر و یکی کنیم  یا همه خوبند و الا بدند و آن همه خوب هم فقط منم، تلویحا می خواهیم بگوییم اینجانب است. این خیلی خطرناک است به نظر میرسد که نه تنها در دراز مدت نتیجه ندهد بلکه در میان مدت هم نتیجه نمیدهد. کوتاه مدت به صورت هیجانی شاید بعضی ها را یک خیال خوشی  به ایشان  بدهد، ولی خیال خوش مملکت را جلو نمی برد.  بعد توصیه می کنم حرمت بزرگان  را همه حفظ کنند. بزرگانی که سرمایه های ملی اند،  سرمایه های مذهبی اند، سرمایه های اعتقادی اند حرمت اینها را حفظ کنید، حرمت بدارند.  بالاخره برخی از اقایان بر اساس حس تکلیف ورود پیدا کردند  در این میدان به هر دلیلی آنوقت نکند خدای نکرده دست کم بگیریم، دست کم نشان بدهیم. انشالله که همه عزیزان هم موفق  باشند و بدانند که خانواده های شهدا حق دارند  دلبستند به آینده نظام .همانطور که رهبری عزیز فرمودند ادرس غلط  ندهیم.دشمن را به طمع نندازند الان مثلا وقتی کاندیداهای کشورهایی که  با ما دشمن هستند وقتی در رقابت هایشان یک حرفی می گویند که به نفع ماست، ما چقدر خوشحال میشویم. خودشان متوجه اثر این حرفشان در مملکت ما نیستند. اقایان که با هم سر رای دعوا دارند به لوازم حرفشان در جایی که دشمن هست توجه نمی کنند.  حالا باید  ابن اقایان یک چشم هم به دشمن، به شادی ها و دست و هورا کشیدن های آن داشته باشند


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج