پنج شنبه 29 شهريور 1397 - 2018 سپتامبر 20 - 10 محرم 1440
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 29124

حجت الاسلام علی سرلک در گفتگو با خبرگزاری برنا:

دولت، رقیب غائب از نظر نامزدها بود

آقای هاشمی چند ماه پیش گفتند: ((شوخی نمی کنم ما اگر دولت نداشتیم خیلی پیشرفتمان بیشتر بود.))، اما همه می دانیم آقای احمدی نژاد جزو آدم های پرکار و پرتلاش است.

به گزارش سرویس سیاسی برنا، حجت الاسلام علی سرلک از چهره های نام آشنای صدا و سیما
هستند که همواره حضورشان در برنامه های مختلف جاذبه خاص خودش را به همراه داشته
است. شاید بتوان گفت در کنار تمام صفات ایشان قدرت عجیب بیان و کلام، آن هم بدون
آنکه مخاطب لحظه ای احساس خستگی کند از بارزترین آن ها باشد. به همین منظور و پس از
برگزاری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و تحقق حماسه سیاسی لحاظاتی را در این خصوص
با ایشان به گفت و گو پرداختیم. بخشی از این گفت و گو را در زیر می خوانید:

انتخابات 92 با خلق حماسه سیاسی تمام شد. به نظر شما نکات برجسته این
انتخابات چه بود؟

بنده به معنای خاص کلمه اش خیلی سیاسی نیستم که بخواهم تحلیل سیاسی رسانه ای بکنم اما یک فهمی دارم از مسائل که با آن نظراتم را بیان می کنم براساس فهم من این انتخابات خیلی متفاوت بود و تفاوت های جدی  هم داشت. با انتخابات های قبلی. یکی ازتفاوت هایش نتیجه شگفتی سازش بود. یکی از تفاوت هایش نزدیک بودن رقبا به همدیگر بود از نظر وزن آرا که البته بعدش فاصله گرفتند که هم برای خودش قابل باور نبود هم برای مردم اما خود رقبا وزن تقریبا مساوی داشتند غیر از یکی از رقبا که تفننی تشریف آورده بودند. این انتخابات از این نظر متفاوت بود که از قبل مورد پیش بینی نبود ویژگی بعدی این انتخابات این بود که بد از خاطره تلخ و شوم سال 88 برگزار شد

.

اگر چه در این بین انتخابات مجلس و خبرگان را داشتیم اما در انتخابات ریاست جمهوری کسانی که ادعای تقلب داشتند که یک ادعای بدون دلیل بود  که مملکت را در داخل و خارج دچار صدمات جدی کرده بودند همان ها باز خودشان به نوعی در این انتخابات حضور داشتند و اظهار نظر می کردند. نه در سطح کاندیدا اما به هر حال در سطح حامیان و همراهان. دراین انتخابات ثابت شد که میزان رای ملت است که همین طور که مقام معظم رهبری فرمودند جمهوری اسلامی رای ملت را حق الناس می داند.

رئیس جمهور منتخب با کمتر از 400 هزار رای رئیس جمهور شده است. نظام می توانست با یک بازخوانی صندوق ها این فاصله را کم کند و این کار را هم تصمیم نگرفتند که انجام دهند چون شکایتی وجود نداشت که البته آن هم یک پروسه قانونی دارد. یکی دیگر از ویژگی های این انتخابات این بود که بلافاصله کاندیداهای رغیب هم قبل از انتخابات و هم بعد از انتخابات اعلام همدلی و همراهی کردند  و مردم این را باور کردند که اگر اینها در صحنه انتخابات رقیب هستند اما این رقابت علی رغم انتخاب دیدگاه ها فضای همدلی را از بین نبرده است.

رفتار آقایان کاندیداها مثال زدنی است ثابت کردند رقبا رفقا هستند. این بحثی است که رسانه ها باید به آن بپردازند. در این انتخابات دو تا از کاندیداها کنار رفتند ممکن است محاسبات سیاسی هم داشته باشند ولی بالاخره همین که یک کسی در یک عرصه ای به یک مصلحتی کنار می کشد این جز رفتارهای دینی است و باید پاس داشته شود. نکته دیگری که قابل تحسین است همان گفتمان واحدی است که این 8 سلیقه داشتند. قانون گرایی و تاکید بر اینکه قانون فصل الخطاب است. گفتمان مشترک دیگر این 8 کاندیدا رسیدگی به وضع معیشتی مردم بود قوه مجریه نیامده ایدئولوژی نظام تصویب کند قوه مجریه نیامده است تبیین تئوری کند. این کاری که در دولت نهم و دهم متاسفانه آقای رئیس جمهور یا مشاورین ارشد ایشان خودشان را در این جایگاه قرار می دادند . درباره انبیا و اولیا، ظهور امام زمان، راجب مسائل و موضوعاتی که در حیطه مسائل اجرایی نیست اظهار نظر می کردند. قوه مجریه، قوه مجریه است. نقطه شاخص دیگری که وجود داشت این بود که بریز و بپاش کمتری در تبلیغات بود. سازمان صدا و سیما وقت مساوی و نسبتا مناسبی در اختیار نامزدها گذاشته بود به نظرم اینها مجموعه منحصر به فرد این انتخابات بودند. البته دو قطبی نشدن هم جزو یکی از ویژگی های خوب این انتخابات به حساب می آمد.

شما فرمودید که انتخابات نتیجه شگفتی سازی داشت از چه منظری چنین دیدی به
انتخابات دارید؟ آیا به دلیل رای نیاوردن اصولگراها نتیجه انتخابات را شگفتی ساز می
دانید؟

به دلیل غیر قابل پیش بینی بودن نتیجه اش. هیچ کس این نتیجه را حدس نمی زند حتی خود آقای روحانی هم تصورش این بود که به مرحله دوم کشیده خواهد شد. این مهمترین دلیل شگفتی ساز بودنش است.

به نظر شما چرا اصولگراها رای نیاورند؟

دو تا دلیل دارد یکی اینکه آقای احمدی نژاد که در گرده اصولگرایی سوار شده بود بر اینها جفا کرد. نکته دوم همانطور که خیلی از علما و بزرگان گفتند اینکه آقایان اصولگرا که در یک خط فکری اند ائتلاف نکردند. آقای حداد عادل کنار رفت ما منتظر بودیم که حداقل دو تا از آقایان کنار روند و تکلیف مردم را برای رای دادن روشن کنند. اما این کار را نکردند. اصولگراهایی که چند نماینده داشت و گاهی هم به پرو بال هم می پیچیدند این جمع بندی را در افکار عمومی ایجاد کرد که اینها هم با خودشان نیستند. در این میان با کنار رفتن آقای عارف آقای روحانی پررنگ شد. کاندیداها دولت را سیرک تبلیغاتی خود قرار دادند و همه از جنازه احمدی نژاد بالا رفتند پا گذاشتن روی نقاط ضعف برنامه هایش و خودشان را بالا کشیدند هر چند گاهی با سیاه نمایی هایی مواجه بودیم. اقای احمدی نژآد که هیچ کس خودش را اصولگرا به این معنا معرفی نکردند.

گفتنش کفایت نمی کند آقای احمدی نژاد بر آورده شده از گفتمان اصولگرایی و ارزش گرایی است. نگاهی که به امام به شهدا و به رهبری داشتند برآورد عملکردهایشان که بسیار هم بوده است را اگر نگاه کنیم به این نکته پی می بریم. اما آقای احمدی نژاد یک آدم رندی است رند به معنای باهوش و تیز. هیچ وقت نخواست این را بگوید و به زبان بیاورد که خودش را وامدار جریان اصولگرایی نداند اما همه می دانند که نقدهایی که به دولت احمدی نژاد خواهد شد به اصولگراها هم سرایت می کند.

البته خیلی ازجریانات اصولگراها مخصوصا در دو سال اخیر نه تنها با دولت احمدی نژاد همراه نبودند بلکه مقابل ایشان قد علم کردند این را چگونه تحلیل می کنید؟

مهم ته نشین ذهنی مردم است. مهم برآورد کلی است که نگاهش به آدمی است که چفیه دور گردنش می اندازد آدمی که از امام زمان می گوید، آدمی که از شهدا می گوید خب این حرفها برای مردم چیز جدیدی نیست این حرفها را اگر از منظر سیاسی نگاه کنیم جریان اصولگرایی خیلی وقت است که این حرفها را می زند و مردم احمدی نژاد واصولگرایی را مساوی می دانند هرچند که شما بگویید متفاوت است. همین طور که رای آقای احمدی نژاد با حمایت رهبری از ایشان می دانیم یعنی فراتر از اصولگرا. هر چند افرادی عین آقای مشایی حرفهای عجیب و غریبی زدند در این قصه که رای برای خودمان است و رای آقای احمدی نژاد برای خودش است. اگر رای خودش بود که خواهر ایشان باید در شورای شهر باید رای می آورد. فاصله ای که آقای احمدی نژاد در جریان اصولگرایی ایجاد کرد باعث آسیب شد فشار اقتصادی که در کشورمان حاکم است این به حساب جریان اصولگرایی گذاشته شده است. چون از دل این گفتمان بیرون آمده است.

همه کاندیداها در برنامه تبلیغاتیشان فقط از برنامه های آقای احمدی نژاد می
گفتند مسکن مهر، یارانه ها و ... اما بعضاً فقط نقد و گاهی نفی خدمت بود. در این
خصوص توضیح دهید؟

طبیعتا هر دولتی دارای ضعف هایی است در نقد نکات منفی ممکن است به چشم بخورد و گاهی با تلخی هایی مواجه باشد هر چند کسی عین حداد عادل منصفانه و مودبانه و میلیمتری نقد کند. اما در عین حال از بیرون هم که نگاه کنیم می بینیم آقای حداد هم دولت را نقد می کند بله فصل مشترک آقایان به عنوان مثال این بود که یارانه ها یک مساله گریز ناپذیری است. اما نامزدها فقط روتوش می کردند آقای هاشمی چند ماه پیش گفتند شوخی نمی کنم ما اگر دولت نداشتیم خیلی پیشرفتمان بیشتر بود. اما همه می دانیم آقای احمدی نژاد جزو آدم های پرکار و پرتلاش است. بخشی از نقدهایی که به ایشان وارد است اگر کنار بگذاریم در مواضعی ایشان بی نظیر هستند در مواضع بین المللی، مبارزه با استکبار، فعالیت های میدانی، سرکشی به مناطق محروم و خیلی چیزهای دیگر. ایشان تا به حال گرفتار اشرافیت مدیریتی نشده اند البته آقای احمدی نژاد نوآوری منفی عجیب و غریبی داشت. حرمت همکاران را حداقل حفظ کردن یکی از اصول کاری است در همین استیضاح اقای شیخ الاسلامی آقای احمدی نژآد گفتند من می خواهم ایشان را قربانی کنم این چه تلقی است از آدمها مگر ما چه کاره آن هستیم که بخواهیم آنرا قربانی کنیم. حرمت انسان ها خیلی مهم است یک مقداری در این دولت ها حرمت انسانها شکسته شد. بگم بگم ها و بعضی از حرفها واقعا اخلاق جامعه را به تباهی می کشاند اخلاق رسواگری نه افشاگری. چیزی است که متاسفانه در این 8 سال ما راجب آن حرفهای زیادی داریم و این خوب نیست.

همانطور که مقام معظم رهبری  فرمودند دولت نهم قطار انقلاب را به ریل باز گردانده است و همچنین گفتند دفاع بنده ازاین دولت دفاع خاصی است و بار دیگر گفتند که دولت آقای احمدی نژاد از مشروطه تا به الان بی نظیر بوده است اما باز هم با یک سیاه نمایی هایی روبرو می شویم.چرا؟

میزان وضع فعلی افراد است آقای احمدی نژاد در این دو سال اخیرش و بعضی از این رفتارهایی که اگر نبود معدلش را باید اینگونه محاسبه کرد که قطار را به ریل بازگردانند یک موضوع است اما گاهی قطار را در یک لبه پرتگاه نگاه داشتن و تهدید به سقوطش کردن موضوع دیگری است.

یک مصداق بیاورید؟

مثلا با سکوت 11 روزه ایشان درباره خانه نشینی و اصرار به بودن آقای مشایی. آقای مشایی می گوییم بهترین آدم روی زمین اما اصلا ایشان حدی نیست که همه بخواهند راجب ایشان حرف بزنند. حساسیت بیش از حد همه چه در خارج و چه در داخل به خاطر نوع موضع آقای احمدی نژاد از ایشان است. وقتی که آقای احمدی نژاد در وزارت کشور دست آقای مشایی را به گونه ای بالا می برد و میکروفن برایش تنظیم می کند و می گوید مشایی منم و من مشایی و در حالیکه خیلی ها نامه کتبی رهبری را که در باره آقای مشایی گفتند دیده اند و شنیده اند خب این نوع دفاع کردن یک نوع حساسیت است و قطار انقلاب را تهدید  به سقوط کردن است. مصداق بعدی قضیه مجلس است اگر آقا گفتند از مشروطه تا به حال این دولت بی نظیر بوده است اما تا به حال راجب هیچ احدی نفرمودند کار او خلاف عقل ، خلاف شرع و خلاف اخلاق بود.

 

 

طبق گفته های شما اگر آقای مشایی رد صلاحیت نمی شد رای نمی آورد؟

قطعا رای نمی آورد اگر آقای مشایی قرار بود که رای بیاورد حداقل یکی از کاندیداهای آنها در شورای شهر باید رای می آورد.

 

بعضی از نیروهای انقلابی که نامزدشان رای نیاوردند درون خودشان دنبال مقصر می گردند و از یکدیگر انتقاد می کنند این موضوع را از نظر اخلاقی و سیاسی چگونه ارزیابی می کنید؟

هر کس که خودش را محاسبه نکند اشتباه کرده است اما باید نقاط ضعف مان را بشناسیم در روش و در هدف. خیلی خوب است کسانی که نامزدشان رای نیاورده است محاسبه کنند که کجا بی دقتی کرده اند.

از نتیجه انتخابات راضی هستید؟

بله چرا راضی نباشم، واقعیت های با ایده آل ها فرق می کند آدم واقع بین آدمی است که به آنچه اتفاق افتاده است راضی باشد. راضی باشد یعنی همراه باشد. البته اگر شرایط مطلوب تری پیش می آمد خوشحال تر می شدم اما در حال حاضر قناعت می کنم. کشور جزیره ای جزیره ای کردن درست نیست.

روحانی بودن آقای روحانی در نتیجه این انتخابات تاثیر داشت؟

قطعا تاثیر داشت. خیلی از آدم ها به تعبیر بنده از کت و شلواری ها
خسته شده اند . روحانی بودن ایشان در رای آوردنشان تنها دلیل نیست اما یکی از دلایل
است.

تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما
گذاشتید.
موفق باشید.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج