پنج شنبه 24 آبان 1397 - 2018 نوامبر 15 - 7 ربيع الاول 1440
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 41566

سبک زندگی (1)

عنوان بحثی که پیرامون آن صحبت می کنیم سبک زندگی ، شیوه زندگی و چگونه زیستن است. در این چگونگی یک معنای متفاوت به چشم بخورد. دلی که اینگونه زیستن را انتخاب می کند سرشار از آرامش و امید باشد. انسان هایی که خودشان را قبول دارند و نسبت به دانشجویی و معلمیشان و نسبت به کاسبی و رفاقت شان تردید و سرزنش و خود زنی های درونی ندارند این ها چه ویژگی هایی دارند؟ از سبک زندگی خودشان احساس شادی می کنند ؟

عن قریب است که از ما خبری نیست                                               شیشه بشکسته و می ریخته و ساقی نیست

 

عنوان بحثی که پیرامون آن صحبت می کنیم سبک زندگی ، شیوه زندگی و چگونه زیستن است.  در این چگونگی یک معنای متفاوت به چشم بخورد. دلی که اینگونه زیستن را انتخاب می کند سرشار از آرامش و امید باشد. انسان هایی که خودشان را قبول دارند و نسبت به دانشجویی و معلمیشان و نسبت به کاسبی و رفاقت شان تردید و سرزنش و خود زنی های درونی ندارند این ها چه ویژگی هایی دارند؟ از سبک زندگی خودشان احساس شادی می کنند ؟

شیوه زندگی و چگونگی زیستن حتما عناصر و نکاتی درون آن مهم و محتمل است که اگر کسی به آن ها توجه داشته باشد به یک شیوه و به یک گونه دیگری از حیات دست پیدا می کند که امروز مهمترین آنها از نگاه دینی ویژگی هایی زندگی ما ، سبک زندگی ما و نگاه ما است.  آن ویژگی ها باعث می شود که همه مسیر ها را به بهترین وجه ممکن سپری کنیم اگر آن ویژگی در نگاه و باور ما شعله ور شود دیگر فرقی نمی کند که دانشجو ، کارمند ، کاسب و یا رفته گر باشیم، آن ها از یک جهت مهم نیست، مهم این است که انسان نسبت به این متغیر و این ویژگی ها توجه کافی داشته باشد یا هدفش را برای این نگاه تدوین بکند.

 همه جزئیات وهمه شیوه های ریز و درشت زندگی که بعضی را رهبر فرزانه انقلاب به عنوان اینکه پر رنگ تر شود و آن ویژگی ها را ما بدانیم اشاره کردند و وقتی راجع به سبک زندگی صحبت می کنیم بدانیم یعنی چه؟ گستره ای کار جلو چشمان است و راجع به چه زوایای پیداو پنهانی صحبت می کنیم که آدم هایی که سبک زندگی خود را تغییر درستی ندهند همانطور که در یکی از فرمایشات اخیر حضرت آقا بود این ها از همه حوزه های موفقیت به یک معنا ناکام هستند یعنی ممکن است شما با شاخص هایی از موفقیت بگوئید مثل اقتصاد و سیاست این آدم دارای این ویژگی ها است ولی این انسان به خاطر اینکه سبک زندگیش سبک درستی نیست آن موفقیت هایش همه با یک نگاه دقیقی حساب نمی شود، جمله ای از امام حسین است که در دعای عرفه می فرماید : خدایا هر که تو را گم کرده چه پیدا کرده و هر که تو را پیدا کرده چه چیزی را گم کرده است – معنایش آن می شود که کسی که با خدا نیست به تعبیری عرفی، من بی همه چیز است، مهم این نیست که چه چیزی داشته باشد مهم این است که چیز هایی که دارد چیزی به حساب نمی آید مگر  در تخیل خودش برای این ها یک اعتبار  قائل می شود. قرآن کریم می فرماید : « ان الانسان لیتقی ان رئاه استغنی » انسان ها سر از طغیان در نمی آورند اگر خود را بی نیاز بپندارند . بی نیاز که نمی شود اما یک قدرت تخیل ، خدا به او داده که جزء ابزار سلوک او بوده که اگر خوب استفاده کند ممکن است راجع به خودش خیالاتی شود ممکن است کسی در اثر تخیل، خودش را در مرزهای خوشبختی بداند اما حقیقت این است که اگر پرده بیفتد نه تو  مانی و نه من. اگر با معیار های واقعی بخواهد خودش را ارزیابی کند به این نتیجه می رسد که به یک سبک زندگی موفقی نرسیده است.

تربیت حداقل بر دو نوع است:

1-    تربیتی از بیرون که با تلقین ها و آموزش ها و قانون ها و هزینه های سنگین برای هنجار شکنی های با این چیزها به دست می آید که اوج آن را کانت گفت : تو خودت را در جایگاه همه انسان ها قرار بده، وکلایی داری قانون گذاری می کنی و وجدان تو مثلا معیار تشخیص توست. یک نوع این است که تو بالاخره از بیرون داری حرکت می کنی حتی وجدان با این تعریف یک نگاه بیرونی دارد یعنی مکانیکی داری حرکت می کنی ، جا به جا می شوی رویشی شکل نمی گیرد.

2-     یک نوع نگاه دیگر نگاه دینامیکی است ، نگاه از درون است، نگاه جوششی است نگاهی است که همه آثار رفتاری در درون من از یک عقبه اعتقادی و باوری پشتیبانی می شود و نشأت می گیرند. اینجا دیگر هزینه های اقتصادی و جریمه نیست که مرا به کاری وادار کند در انگلیس هر شهروند به طور متوسط 19 بار در روز در جلوی دوربین های مداربسته و نبسته مشاهده می شود و مردم هم پوست شکلاتی از پنجره بیرون نمی اندازند چون می دانند دیده می شوند ولی به محض اینکه برق برود و بدانند که دیده نمی شوند بزرگترین سرقت ها اتفاق می افتد یعنی انسانی که از بیرون آنرا با تلقین ها  تشویق ها صرفا به یک جا های خوبی می بریم. 

من نمی گویم که مرا از قفس آزاد کنید                  قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

 قفس را انسان در یک باغ ببرد که آن پرنده نباید گمان آزادی بکند که البته خیلی بهتر از آنجایی است که پرنده در باغ نباشد اما اگر یک کسی تصورش این بود که او با تلقین صرف با آموزش ، با افزایش هزینه ها می تواند برسد به یک سبک زندگی اسلامی به نظر بنده از ابتدا راه را اشتباه رفته است پس چه نگاهی است که می تواند انسان را به همه ی شئونات سبک زندگی اسلامی برساند؟

دقت کنید وقتی ما راجع به سبک زندگی اسلامی صحبت می کنیم راجع به یک جریان حرف می زنیم راجع به یک مدل که ممکن است مشترکاتی با سایر جریان ها که اسلامی هم نیستند داشته باشد منتها مهم حاصل جمع است نه در عناصر مشترک ، عناصر مشترک کسی را گول نزند ، این حرف که از سیدجمال اسد آبادی نقل می کند و چماق بی معرفتی بعضی ها شده برای زدن بر ملاج مسلمان ها که « من در غرب رفتم اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم و اینجا مسلمان دیدم و اسلام ندیدم » این خیلی حرف پر اشکالی است ؛ مرحوم اسد آبادی مرد بزرگی است ولی این حرفشان خیلی عجیب است ؛ اسلام را دیدم و ...    یک قدری تأمل کردن راجع به این جملات یعنی هر کسی این حرف را زده فریب مشترکات غرب را خورده است . اساسا دو مسیر است که در نگاه بیرونی مشترکاتی دارد اصلا دو جریان بیشتر در عالم ندارد :  طبق آیت الکرسی خدا می گوید دو جریان داریم هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون » آن هایی که می دانند و عوامل هستی را با خدا تعریف می کنند و آن هایی که نمی دانند و با خدا تعریف نمی کنند؛ این ها مثل هم هستند ؟ این ها مساوی هستند ؟ مواظب باشید !  انسان به سبک زندگی اسلامی نمی رسد مگر اینکه فرهنگ سازی در این زمینه اثر دهد و آن فرهنگ سازی این است که باید انسان مسلمان را انسان مجاهد تربیت کند انسانی که جهاد برای او یک اولویت نیست.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج